صدای مرا از تبریز سرد میشنوین

وای قندیل بستم من😯 از دیشب که اومدیم تبریز من با پتو میگردم اینقدر هوا سردا شوفاژ هم جواب نمیده

دیشب یه لحاف دو نفری رو کشیدم تا بالا سرم خوابیدم یه ذره که این طرف میرفت میلرزیدم😂

دیشب ۱۲شب رسیدیم چون شام خونه خاله ام دعوت بودیم پسر خاله ام از سربازی اومده بود

عصری با عشق جان دوش گرفتیم بعدشم تیتان پیتان کردیم بریم خونه خاله طلاهامم خونه مامانم بود دیگه زنگیدم مامانم خونه خاله بود رفتم کلید گاوصندوق گرفتم 

بعدش طلاهامو برداشتم رفتیم خونه خاله ارکست ایناهم آورده بودن قرار بود بعدشام بزن وبرقص باشه دیگه جمعمون جمع بود خاله ها دخترخاله ها بگو وبخند داشتیم

دیگه ما شام خوردیم ساعت ۱۰بود رفتیم دنبال پدرشوهراینا اومدیم تبریز

اون هفته هم از تبریز یه کاپشن خوشگل خریدم

حالا امروز فرصت بشه عصری با عشق جان بریم پاساژ گردی بلوزی چیزی بخرم

امسال دومین شب یلدا تو خونه خودمم ولی خوب تصمیم دارم یه میزه کوچلو آماده کنم ۰۰۰

حالا ببینیم چی میشه فکر کنم امسال شب یلدا جاری هم باشه البته چون تولدش ۲۸آذر یلداروهم اون روز میگیرن حالا نمیدونم 

پارسال یلدایی من که مامان اینا برام آورده بودن خودشو زده بود به مریضی شامم نموند

حالا پارسال منم به مادرشوهر گفتم سال دیگه شب یلدا من مریض میشم احیانا اونا شام دعوت کنن من نمی مونم😁😁😁

ولی خو میدونم دیگه من دلم  نمیاد

عاخ پاپوش چیه من یه پاپوش خریده بودم چند ماه پیش رفته از پاپوش من خریده😕😕😕😕😕

هرکاری من میکنم کپی میکنه من از کیف تخت ها خریدم اون روز دستم دید حالا پری روز دیدم رفته کیف تخت خریده😡

آی کفری میشم آی

هیچی دیگه ما دستگاه کپی برابر اصل داریم😂😂😂😂

این هفته دیگه پرتو پدرشوهر تموم میشه برمیگردیم خونه 

۲دی هم فک کنم شیمی درمانی داره دعا کنین زودی حالش خوب بشه😔

و دیگر اینکه موخامو کوتاه کردم😢یعنی کلا موخوره افتاده بود مجبور شدم کوتاه کنم یکمی 

دیگه برم نهار بددستم فعلا